![]() |
![]() |
|
| من و بغض یه غروب غم زده...... تو و جاده و یه عمری فاصله |
|
به نقل از روزنامه گل : << الساندرو دل پیرو ، ستاره صاحب نام فوتبال ایتالیا و یوونتوس ، یکی از گزینه هایی است که مارچلو لیپی روی او حساب ویژه ای باز کرده است . اکنون تمام توجهات به سوی کاپیتان یوونتوس است چرا که توتی دچار آسیب دیدگی شده و حضورش در جام جهانی در ابهام قرار گرفته است . آسیب دیدگی ت.تی باعث خواهد شد تا دل پیرو احتمال حضورش را در آلمان و در ترکیب ثابت به صد در صد برساند . با این حال الکس در مصاحبه اش گفت : (( فوتبال ایتالیا به فردی همانند فرانچسکو احتیاج دارد . هرگز حاضر نیستم چنین ستاره ای را از دست بدهیم تا من در تیم ، ثابت بازی کنم . باید با خود رو راست باشیم . کسی چون او ( توتی ) در سرنوشت ایتالیا می تواند تاثیر مستقیم داشته باشد . من برای او دعا می کنم تا هر چه زودتر شرایط ایده آل و آرمانی اش را بدست آورد و همراه با ایتالیا جام جهانی را فتح کند و بالای سر ببرد . او در دنیا بی نظیر است . >>
خدا وکیلی اگه الکس مصدوم میشد توتی می اومد این حرفها رو بزنه ؟؟؟
|
|
+ نوشته شده در
84/12/06ساعت 22:17 توسط علی |
|
|
دوست داشتم در اولين قطرات اشکم درک می کردی آنچه در وجودم بود.دوست داشتم در تمام ناباوريها و تمام بايد ونبايدها باور می کردی دردی را که سالهاست در گوشه اين دل پنهان است و با تمام خاموشيم بفهمی که در دلم غوغايی برپاست.با همه کودکيم نگاهم را ذره ای از وجودت بدانی. دوست داشتم لحظه ای با مکث خود تمام هستی را به هم پيوند می دادی و هستی را آنچنان به من می بخشيدی که ديگر اثری از آن نباشد.دوست داشتم فرياد خفه اين گل بخاک افتاده را بدست تن نااميد به باد نمی سپردی که ناگهان نه بادی می ماند نه من،دوست داشتم منهم يکی از صدها ستاره ای بودم که در کنج دلت آشيانه دارد.
گر چه می دانم نور من به وسعت ستاره های ديگرت نيست.دوست داشتم گلی بودم در اوج نابودی که فقط به نبودن می انديشد و ناگهان دستی می آمد و مرا به دوباره بودن و ماندن در اين زمين خوش خيال(زمينی که عادت کرده به رهگذرانش)دعوت می کرد.ولی من هر چه با تو خنديديم،هر چه گريه کردم،هر چه احساس کردم يک شبه به فراموشی سپرده شد.نمی دانم کدام آرزو تو را صدا کرد؟!نمی دانم کدام خواهش معنای خواهش من شد؟!نمی دانم کدام شک و ترديد واژه های درد آلود مرا از يادت برد،نمی دانم چرا اين قصری را که تمام نفسهايمان در آن محبوس بود يک شبه خراب کردی؟! چرا من شدم همان |
|
+ نوشته شده در
84/12/06ساعت 22:15 توسط علی |
|
|
حیران می روم از میان زمان و زمان می گذرد در حیرانی من و چه کند می گذرد وقتی درمانده ایی... از جاده کودکی تا بدینجا پستی و بلندیهای زیادی را در نوردیده ام مرداب را دیده ام و گل مرداب را دریا را دیده ام و موج را و ساحل را گل را دیده ام و خار را شقایق را دیده ام و پرپر شدن آن را رنگهای زیادی دیده ام سفید..سبز..سیاه ...و سرخ را شور عشق را دیده ام و نفرت را وصل را دیده ام و هجران را شاید چشمانم روایتگر نباشد ، اما چشم دلم نهانخانه آن است و در این کشاکش دهر وامانده ام کاش می شد در دایره سرگردانی زمان شتاب گیرد نه توان ماندن دارم و نه توان رفتن خاموشم و پر از فریاد
عاقلان نقطه پرگار وجودند ولی عشق داند که در این دایره سرگردانند |
|
+ نوشته شده در
84/12/06ساعت 22:10 توسط علی |
|
|
یک نصیحت...
هیچ وقت تو خیابون نرو اگه رفتی سرتو بالا نگیر اگه بالا گرفتی به کسی نگاه نکن اگه نگاه کردی،بهش لبخند نزن اگه خندیدی ،ازش شماره نگیر اگه شماره گرفتی بهش زنگ نزن اگه زنگ زدی بهش نگو دوستش داری اگه گفتی ،باهاش قرار نزار اگه قرار گذاشتی نرو سر قرار اگه رفتی سر قرار تحویلش نگیر اگه تحویلش گرفتی عاشقش نشو اگه عاشقش شدی بهش نگو چون می زاره می ره...... |
|
+ نوشته شده در
84/12/06ساعت 22:7 توسط علی |
|
ضربه آزاد طول مى كشد كه به تور برسد. بايد از بالاى سر مدافع ها رد شود، طول محوطه جريمه را بپيمايد و دروازه بان را هم تسليم كند. اين جا با تعليق روبه رو هستيم تا غافلگيرى. منتظر مى مانيم عوض اينكه جا بخوريم. درباره آلساندرو دل پيرو اما بيشتر از اينها انتظار كشيديم. از همان وقتى كه «جوان نورسيده» فوتبال ايتاليا، شد «بازيكن با تجربه» و بعد هم رفت رو نيمكت ذخيره ها نشست. از همان وقتى كه يكى از گزارشگرهاى تلويزيون، براى اين كه همه بدانند آدم منطقى است و مى تواند پا روى علايقش بگذارد، بيشتر از آن كه حق الكس دل پيرو بود، بهش بد گفت. از آن موقعى كه صحبت اش شد يوونتوسى ها مى خواهند او را بفروشند، انگار پرچم باشگاه را حراج كرده باشند. از همان لحظه اى كه فرانچسكو توتى جايش را در تيم ملى گرفت. آن جا دنبال نتيجه و گل مى گردند و نه بازيكن باشخصيت. پس عجيب نبود اگر دل پيرو را كنار گذاشتند. يا حداقل به عنوان يك مهاجم/ هافبك ذخيره رفت روى نيمكت تيم ملى و حتى تيم باشگاهى اش.
اين طورى اميدمان كم و كمتر شد. تا قبل از آن همه نود دقيقه را داشتيم و حالا دقيقه شصت به بعد را. تازه اگر تراپاتونى و ليپى و كاپلو، حال مى دادند و كرم مى كردند و وارد زمين اش مى كردند. بيست سى دقيقه طلايى كه الكس فرصت داشت تا مخالف ها را سر جاى شان بنشاند. بين اين همه بازيكن هم در تيم ملى ايتاليا؛ توتى جايش را گرفته بود. بايد همه آن بداخلاقى ها، فحش ها و اعتراض هاى پشت سر هم بازيكن لوس رم را نسبت به داورها تحمل مى كرديم تا دوربين بچرخد و كنار زمين را نشان دهد. نشان دهد كه الكس دارد خودش را گرم مى كند. عجيب اما اين كه تحمل مى كرد. كارى ندارم كه حضور در زمين حق اش بود يا نبود اما محبوب ترين بازيكن ايتاليا، كسى كه مى توانست حداقل غرغر كند، از هياهوى هواداران خوشبختى كه در ايتاليا و كنارش زندگى مى كنند، بهره ببرد و به مربى و باشگاه فشار وارد كند، همه اين تحقيرها را پذيرفت. نه قهر كرد، نه بهانه آورد، و نه از باشگاه اش رفت. عوض اش ماند و تمرين كرد. كنار زمين ايستاد و منتظر دستور مربى هايش ماند. انگار كه يك تازه وارد است. نه فقط الكس كه همه هواداران اش هم تحت فشار بودند. دل پيرو حتى فكر ما را هم نكرد. فكر نكرد چقدر تحقير مى شويم وقتى دارد كنار زمين گرم مى كند و توتى عوض اش توى زمين غر مى زند و با مدافع هاى حريف گلاويز مى شود يوونتوسى كه الكس دل پيرو روزى روزگارى ستاره اصلى اش بود، دخل چندانى به روحيه ايتاليايى ندارد. نه اين كه شيوه بازى ديگرى در پيش گرفته باشد، اما حسابى كاركردگرا و موثر بازى مى كند. يك جور روحيه برد در اين تيم دميده شده كه تيم ملى ايتاليا در هيچ بخشى از دوران حرفه اى اش ( حداقل دورانى كه ما تجربه اش كرده ايم و هوادارش بوده ايم ) بهره اى از آن نبرده است. يوونتوس زبانم لال گاهى وقت ها شبيه تيم هاى آلمانى مى شود. |
|
+ نوشته شده در
84/12/06ساعت 21:43 توسط علی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
علی
|
| پیوندهای روزانه |
|
علی2 کامبیز غزل www.tv-music.blogfa.com کانون هواداران یوونتوس سایت الکس دل پیرو pmc آرشیو پیوندهای روزانه |
|
RSS
|